تاثير الگوي فعاليت هوازي بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم در مردان جوان فعال
تاثير الگوي فعاليت هوازي بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم در مردان جوان فعال
مهديه نصيري اوانكي1، دكتر محمدعلي آذربايجاني2، دكتر مقصودپيري2، محمدعلي كهن پور1
1- کارشناس ارشد گروه فيزيولوژي ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
2- استاديار گروه فيزيولوژي ورزش دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
چكيده
تأثير الگوهاي حركتي فعاليت بدني بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم كمتر مورد مطالعه قرار گرفته و در چند مورد هم كه مورد بررسي قرار گرفته است، نتايج متناقضي گزارش شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير الگوهاي حركتي مختلف فعاليت هوازي زير بيشينه بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم در مردان جوان فعال بود. 9 مرد جوان داوطلب شركت در پژوهش با ميانگين سني 88/3 ±11/24 سال، قد 47/6 ±77/178 سانتيمتر، وزن 12/10 ±77/72 كيلوگرم، شاخص تودۀ بدن 25/2 ±98/22 كيلوگرم بر مجذور قد به متر و حداكثراكسيژن مصرفي 80/4 ±88/44 ميلي ليتر در كيلوگرم در دقيقه به صورت هدفمند انتخاب شدند و در 3 جلسه فعاليت هوازي شامل 25 دقيقه دويدن با شدت 85 درصد ضربان قلب بيشينه و با سه الگوي حركتي مختلف (اسكي فضايي، دوچرخه كارسنج و نوارگردان) شركت كردند. قبل و بلافاصله بعد از تمرين از آنها نمونه خوني گرفته شد. جهت بررسي تغييرات تستوسترون و كورتيزول سرم بين جلسات تمرين از روش آماري تحليل واريانس با اندازه گيري هاي مكرر و جهت بررسي تغييرات متغيرهاي مورد مطالعه در هر جلسه تمرين، از آزمون T استيودنت ويژۀ گروههاي وابسته استفاده شد. غلظت تستوسترون و كورتيزول سرم و نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم بين جلسات تمرين با سه الگوي حركتي متفاوت، معنادار نبود (05/0≤ P). همچنين غلظت تستوسترون و نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم تنها بعد از فعاليت با اسكي فضايي بطور معنادار افزايش يافتند (05/0≥ P) و غلظت كورتيزول سرم نيز تنها بعد از فعاليت با اسكي فضايي بطور معنادار كاهش يافت (05/0≥ P). اما بعد از فعاليت با دوچرخه كارسنج و نوارگردان تفاوت معنادار مشاهده نشد (05/0≤ P). بر اساس يافته هاي پژوهش فعاليت با الگوي حركتي متفاوت تأثير معناداري بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم ندارد. كورتيزول سرم بعد از تمرين هوازي زيربيشينه كاهش مي يابد اما تستوسترون و نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم افزايش مي يابد. در واقع تمرين با اين شدت و مدت به سود پاسخ هاي آنابوليك بود، هرچند كه پژوهش هاي بيشتري با اندازه گيري هاي مكرر مورد نياز است. همچنين كاهش معنادار كورتيزول و افزايش معنادار تستوسترون و نسبت بين آنها تنها در فعاليتي كه مستلزم تمرين با هم دست و هم پا (اسكي فضايي) بود، مشاهده شد.
واژگان كليدي: تستوسترون، كورتيزول، الگوي حركتي، فعاليت هوازي.
مقدمه
تستوسترون يك هورمون آنابوليكي كليدي با عملكردهاي فيزيولوژيك چندگانه در بدن انسان در نظر گرفته مي شود (28،29). در مردان، تستوسترون عمدتا در سلول هاي ليديگ بيضه توليد و ترشح مي شود (28،29). در رابطه با ورزش، تستوسترون بخصوص در رشد و ثبات عضلات مخطط، استخوان و سلول هاي قرمز خون نقش دارد (28،29). تقريبا شبيه كورتيزول، تستوسترون در پاسخ به ورزش كه ناگهان به شدت آستانه خاصي برسد تا رسيدن به يك فلات غلظت آن به صورت خطي افزايش مي يابد كه معمولا در پايان فعاليت اين اتفاق رخ مي دهد (28،29). با اين حال بايد توجه كرد كه حتي فعاليت با شدت كم اگر به ميزان كافي طول بكشد مي تواند باعث بالا رفتن قابل توجه در تستوسترون شود براي كورتيزول هم همين درست است (28،29).
كورتيزول، اصلي ترين شكل گلوكوكورتيكوئيد در انسان، يك هورمون كاتابوليك ترشح شده از قشر غده فوق كليه در پاسخ به استرس هاي فيزيولوژيك و رواني است (13،15،27). تمرين با 60 درصد يا بيشتر از حداكثر اكسيژن مصرفي كه يكي از استرس هاي فيزيولوژيكي است كه مي تواند باعث افزايش ترشح كورتيزول شود (15،27). از آنجا كه كورتيزول در طول فعاليت زياد مي شود بيشتر تغييرات و شايد آثار اين هورمون بعد از ورزش كردن در اوايل فراغت اتفاق مي افتد (15،27). آزاد شدن كورتيزول با تلاش براي كمك به حفظ سطوح قند خون حين فعاليت بدني روي متابوليسم اثر مي گذارد، اين بخش را با عمل كردن روي عضلات مخطط و بافت چربي اعمال مي كند تا اسيدهاي آمينه و سوخت چربي ها را افزايش دهد (15،27). كورتيزول همچنين با تحريك كبد به توليد آنزيم هاي درگير در مسيرهاي ساخت قند و از طريق گلوكونئوژنز و گليكوژنز كه اجازه تبديل اسيدهاي آمينه و گليسرول به گلوكز و گليكوژن را مي دهند، اين فرآيند را تقويت مي كند (27).
تحقيق قبلي نشان داده بود كه در شرايط خاص يك رابطه منفي بين هورمون هاي كورتيزول و تستوسترون وجود دارد (7). بامبينو و هسو (1981) يك اثر مهاري مستقيم از دوز بالاي گلوكوكورتيكوئيدها روي عملكرد سلول ليديگ بيضه در موش ها را نشان داده بودندكه باعث كاهش در توليد تستوسترون مي شود (7). كامينگ و همكاران (1983) يك رابطه مشابه در انسانها پيدا كرده بود، از دوزهاي دارويي كورتيزول استفاده كرده بود تا كاهش توليد تستوسترون را القاء كند (7). اين محققان گفته شده فكر مي كردند كورتيزول فرآيند توليد تستوسترون بيضه را مختل مي كند (7). درحاليكه اين تحقيقات قبلي رابطه معكوس منفي بين كورتيزول و تستوسترون مشخص كرده بود مطالعات بعد از آن تاكنون نتوانسته اند واضحا از نظر آماري اين نظر را بررسي كنند يا اينكه اندازه نمونه آنها كافي نبوده است (7).
مواد و روشها
شركت كنندگان
شركت كنندگان در اين پژوهش شامل 9 مرد جوان فعال شهر تهران با ميانگين سني88/3±11/24 ، قد47/6±77/178، وزن12/10±77/72، شاخص توده بدني25/2±98/22و حداكثر اكسيژن مصرفي 80/4±88/44بودند. با اعلام فراخوان در سطح دانشگاه هاي تهران و بيان اهداف پژوهش، 9 مرد جوان فعال واجد شرايط و داوطلب شركت در پژوهش كه در سه سال گذشته، سه جلسه در هفته فعاليت بدني منظم داشته اند به صورت هدفمند انتخاب و در شش جلسه فعاليت بدني شركت كردند. قبل از انجام پژوهش، در مورد چگونگي اجراي پژوهش توضيح كامل به آنها داده شد، سپس شركت كنندگان فرم رضايت نامه كتبي را مطالعه و امضاء نمودند. آنها سابقه هيچگونه بيماري نداشتند و سلامت آنها توسط پزشك تأييد شد.
برنامه تمريني
ابتدا شرکت کنندگان در سالن سنجش مجموعه آکادمی ملی المپیک ایران حضور یافتند و با استفاده از آزمون بروس (18) روی نوار گردان توان هوازی آنها در حضور پزشك ارزیابی شد. بعد از 48 ساعت شرکت کنندگان در اولین جلسه تمرين حاضر شدند و بدين ترتيب 3 جلسه تمرين با فاصله 48 ساعت از يكديگر برگزار شد. به منظور احتراز از نتيجه گمراه كننده حاصل از تاثير مخل جلسات تمريني بر يكديگر، ترتيب اجراي جلسات تمرين براي هر شخص بصورت تصادفي تعيين شد. 3 جلسه فعالیت شامل 25 دقيقه فعاليت هوازي با شدت 85 درصد حداكثر ضربان قلب و براي هر شدت، فعاليت با سه وسيله اسكي فضايي، دوچرخه كارسنج و نوارگردان بود. حداكثر ضربان قلب با استفاده از معادله ( سن × 7/0 ) – 208 (23) به دست آمد. زمان فعالیت تمام شركت كنندگان يكسان و در ساعت 14 بود. شركت كنندگان در بين جلسات تمرين از انجام هر گونه فعاليت بدني اجتناب كردند.
نمونه گيري خوني و تجزيه و تحليل هورموني
قبل و بلافاصله بعد از هر جلسه فعاليت، نمونۀ خوني جمع آوري مي شد. شركت كنندگان در يك وضعيت ثابت و نشسته قرار گرفته و از وريد مياني با سرنگ 5 سي سي خون گيري به عمل آمد. نمونه هاي جمع آوري شده داخل لوله هاي حاوي فعال كنندۀ لخته ريخته شد تا چند دقيقه در دماي محيط باقي ماند، سپس توسط سانتريفيوژ به مدت 10 دقيقه با دور 3500 RPM، سرم از پلاسما جدا شد. نمونه ها بلافاصله پس از جمع آوري در دماي20- درجه سانتيگراد تا رسيدن نمونه ها به آزمايشگاه نگهداري شدند. غلظت تستوسترون سرمي با روش كميلومينسانس با استفاده كيت دياسورين آمريكا با ميزان حساسيت 05/0 نانو گرم بردسي ليتر و دقت 26/0 نانو گرم بر دسي ليتر و غلظت كورتيزول سرمي با روش راديوايمونواسي با استفاده از كيت ايمونوتك فرانسه با ميزان حساسيت 20 ميكرو گرم بر دسي ليتر و دقت 10 ميكرو گرم بر دسي ليتر مورد سنجش قرار گرفتند. نسبت تستوسترون به كورتيزول نيز بعد از تبدیل هم تستوسترون از واحد نانوگرم بر دسي ليتر و هم كورتيزول از واحد ميكرو گرم بر دسي ليتر به نانو مول بر ليتر و تقسيم مقادير بدست آمده تستوسترون بر مقادير كورتيزول محاسبه شد. براي تبديل واحد تستوسترون از فرمول كه 47/3 عدد ثابت و براي تبديل واحد كورتيزول از فرمول مقدار كورتيزول × 0276/0كه در اينجا نيز 0276/0 عدد ثابت بود. كليه مراحل جمع آوري اطلاعات در شكل 1 ارائه شده است.
↓ ،↑= نمونه گيري قبل و پس از فعاليت
|
|
▄↓ |
▄↓ |
▄↓ |
↑ ↑ ↑
▄ فعاليت ░ اسكي فضايي
░ دوچرخه كارسنج
░ نوارگردان
شكل1 : مراحل نمونه گيري و دستورالعمل تمريني
روش هاي آماري
در پژوهش حاضر ابتدا از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف براي اطمينان از طبيعي بودن توزيع داده ها و تعيين آزمون آماري از نوع پارامتريك يا ناپارامتريك استفاده شد كه نتايج اين آزمون نشان داده ها داراي توزيع طبيعي هستند
پس از برقراری مفروضههای استفاده از آمار پارامتريك، به منظور درک تفاوت برای هر متغیر، بین پسآزمونهای جلسات فعالیت به منظور آزمون اثر شدت فعالیت و الگوی حرکتی، مقادیر پیشآزمون، پسآزمون، و اختلاف این دو مقدار، متغیر های هورموني محاسبه شدند؛ سپس با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. کرویت دادهها توسط آزمون، همزمان با اجرای تحلیل واریانس تأیید شد. در صورت مشاهده تفاوت معنی دار، برای درک محل تفاوتهای معنادار، مدلT استيودنت با اصلاحیه بونفرونی مورد استفاده قرار گرفت. به همراه ارائه سطوح معنیداری تحلیل واریانس، توان آزمون، و اندازه اثر نیز بررسی شد. تمامی داده ها با میانگین انحراف استاندارد(±) گزارش شده اند. براي آنالیز آماری نمونه ها از نرم افزار Spss نسخه17 انجام شد. سطح معناداری برای تعیین اختلافات نمونه گیری ها (05/0≥P) در نظر گرفته شد.
يافته
طي سه جلسه فعاليت هوازي با سه الگوي حركتي متفاوت در غلظت تستوسترون سرم، كورتيزول سرم و نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم تفاوت معني داري مشاهده نشد شكل (05/0 p≥). ولي تغييرات متغيرهايي همچون تستوسترون و نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم در هر جلسه فعاليت، تنها بعد فعاليت با اسكي فضايي بطور معنادار افزايش پيدا كرد شكل (05/0≤ p). و غلظت كورتيزول سرم نيز تنها بعد از فعاليت با اسكي فضايي بطور معنادار كاهش يافت (05/0≤ p). اما بعد از فعاليت با دوچرخه كارسنج و نوارگردان تفاوت معنادار مشاهده نشد (05/0≤ p) تنها تفاوت معنادار در غلظت تستوسترون بعد فعاليت با دوچرخه كارسنج مشاهده شد. (شكل 2 در سه بخش A,B,C ).
شكل 2 ميزان تستوسترون ، كورتيزول و نسبت تستوسترون به كورتيزول قبل و بعد از سه جلسه فعاليت (اسكي فضايي، دوچرخه كارسنج و نوارگردان) اطلاعات بر اساس ميانگين و انحراف استاندارد گزارش شده است.
بحث و تفسير
هدف از پژوهش حاضر بررسي تأثير الگوهاي حركتي مختلف فعاليت هوازي زير بيشينه بر نسبت تستوسترون به كورتيزول سرم در مردان جوان فعال بود. نتايج مطالعه ما مطابق با مطالعاتي است، كه عدم تغيير معناداري (22) يا كاهش كورتيزول (17،21) را در پاسخ به فعاليت بدني گزارش كرده بودند. كورتيزول تحت تأثير شدت (5) و مدت (4)، فعاليت بدني (5)، شرايط فعاليت مثل رقابت (14) يا ارائه محرك روانشناسي (6) و چرخه هاي روزانه (7) قرار مي گيرد. از آنجائيكه شدت عامل مهمي در پاسخ كورتيزول به فعاليت بدني است (4،10). ممكن است استفاده از مردان جوان فعال نيز كه با شرايط فعاليت بدني سازگار بوده اند، يك عامل مؤثر در عدم تغيير معنادار كورتيزول باشد. گزارش كرده اند كه پاسخ كورتيزول در ورزشكاران نخبه حساسيت كمتري دارد (14). در مقابل معتقدند كه هايپرتروفي غدد فوق كليوي در ورزشكاران نخبه ممكن است منجر به افزايش پاسخ كورتيزول شود (10). بر خلاف يافته هاي ما، پژوهش ها نشان داده كه كورتيزول، حتي در پاسخ به فعاليتهاي زير بيشينه افزايش معنادار داشته است (9). از آنجا كه زمان نيز يك عامل تعيين كننده براي ترشح كورتيزول است (3). بنابراين افزايش كورتيزول در فعاليتهايي كه مستلزم استفاده از شدت هاي پايين باشد، ممكن است ناشي از مدت زمان بالاي فعاليت باشد. بنابراين با توجه به زمان انتخاب شده در اين مطالعه 25 دقيقه، عدم تغيير معناداري كورتيزول قابل توجيه است. با اينكه افزايش معنادار كورتيزول در پاسخ به شدت فعاليت بدني گزارش شده است (10). پژوهشگران معتقدند كه عامل اصلي افزايش كورتيزول، استرس فيزيولوژيك ناشي از فعاليت بدني است. گزارش شده، شرايطي مثل استرس رقابتي (14) واسترس انتظاري پيش از رقابت (12) است كه منجر به افزايش كورتيزول مي گردد. همچنين ممكن است كه پاسخ كورتيزول به فشار جسماني متفاوت با استرس رواني باشد، چراكه نقطه اوج افزايش كورتيزول 2 ساعت پس از تمرين مشاهده شده است (10) در حاليكه غلظت كورتيزول تا 24 ساعت پس از يادآوري يك خاطره ناگوار به افزايش خود ادامه مي دهد (5). نكته اي كه اشاره به آن حائز اهميت است، اشاره به ساعت اجراي فعاليت است يعني 14، كورتيزول در اين ساعت از روز، روند كاهشي را در چرخه روزانه خود آغاز مي كند (6).
ويرو (1996) هاكني (1992) اطلاعات موجود درباره تغییرات ناشی از فعالیت ورزشی در تستوسترون متغیراند (13،27). گالبو و همکارانش (1977) افزایش بارز غلظت تستوسترون را بعد از آخرین مرحله از یک فعالیت ورزشی فزاینده گزارش کردند. میانگین افزایش 13 درصد بود. با اینحال عنوان شد که افزایش ناشی از کاهش حجم پلاسما بود. زمانی که یک آزمون ورزشی 20 دقیقهای با شدت 75 درصد توان هوازی با تناوبهای استراحتی بیشتر از 10 بار تکرار شد، میزان تستوسترون بعد از دو تکرار اول 31 درصد افزایش نشان داد. خاطر نشان میشود که در هر دو مطالعه قبلی هورمون لوتئینی تغییری نداشت (12). جزوا و همکارانش(1985) اشاره می کنند که غلظت تستوسترون در فعالیتهای متوسط تناوبی افزایشی نداشت (15). ویلکرسون و همکارانش(1980) نشان داد که غلظت تستوسترون متناسب با افزایش شدت افزایش مییابد؛ اما دلیل آن را افزایش غلظت خون نامید (28). ساتون و همكاران (1978) چرا که هورمون لوتئینی هیچ تغییری نکرده بود. با اینحال محققان گزارش کردهاند که به هنگام فعالیتهای بدنی دفع تستوسترون کاهش مییابد (23). بوسكو (1996) فعالیت ورزشی شدید منجر به افزایش فوری تستوسترون، و کاهش آن از زمان 30 دقیقه تا 6 ساعت بعد از تمرین شده بود (2). کیندر من و اسمیت(1985) گزارش کردند که غلظت تستوسترون با مدت فعالیت رابطه عکس دارد؛ به گونهای که فعالیتهای بلند مدت موجب کاهش غلظت تستوسترون می شوند. در مطالعات زنان باید به این نکته توجه کرد که تغییرات تستوسترون ناشی از فعالیت فوق کلیوی است نه عملکرد گنادی (17). ويرو (1992) فعالیتهای قدرتی احتمالا موجب افزایش تستوسترون می گردند (27). اما این پاسخها وابسته به وضعیت روانی افراد نیز میشوند. دياموند و همكاران (1989) چرا که گزارش شده است، افزایش تستوسترون در ورزشکاران پر اضطراب کمتر است (7). همچنین مقدار تستوسترون در افراد برنده بیشتر از بازندهها گزارش شده بود. مجموعا میتوان اینطور نتیجه گرفت کع علاوه بر شکل فعالیت، مثل تمرین قدرتی، تناوبی و... تستوسترون رابطه عکسی با مدت نیز فعالیت نیز دارد. همچنین باید اشاره کرد که پاسخ تستوسترون به فعالیت تحت تأثیر شدت، تکرار، فواصل استراحتی (11)، سطح آمادگی افراد (8)، جنسیت و سن (20) و... قرار میگیرد.
نتايج مطالعه حاضر نشان مي دهد كه نسبت تستوسترون به كورتيزول تحت تأثير شدت و نوع فعاليت قرار گرفته و در همه حال افزايش نشان داده است. بر اين اساس ممكن است فعاليت با شدت 85 درصدحداكثر ضربان قلب موجب فراخستگي در مردان جوان فعال نگردد. مهمترين عامل افزايش نسبت تستوسترون به كورتيزول در تمام جلسات، افزايش بيشتر تستوسترون در مقايسه با كورتيزول بود. اين افزايش مشابه در مطالعات گذشته نيز گزارش شده بود كه فعاليت ورزشي شديد منجر به افزايش فوري تستوسترون، و كاهش آن از زمان 30 دقيقه تا 6 ساعت بعد از تمرين شده بود (8). اين افزايش آني مطابق با افزايش تستوسترون در مطالعه حاضر بود.
نتايج مطالعه حاضر مطابق با يافته هاي مطالعات پيشين بود كه تستوسترون و كورتيزول تحت تأثير شدت فعاليت قرار مي گيرد (4،24،28). افزايش نسبت تستوسترون به كورتيزول ممكن است نشان دهندۀ آسيب و فراخستگي كمتر در پاسخ به اجراي اين فعاليتها باشد. احتمالا انتخاب شدت هاي زير بيشينه و مدت كم، منجر به افزايش روندهاي آنابوليك، يا جلوگيري از فعال شدن فرآيندهاي كاتابوليك شده است. اين نتايج پيشنهاد مي كنند كه ممكن استفاده متوسط به بالا از قدرت عضلاني بتواند مسيرهاي آنابوليك را فعال كند.
منابع
1.Bambino, T.H. and Hsueh, A.J. (1981) Direct inhibitory effect of glucocorticoids upon testicular lutenizing hormone receptor and steroidogenesis in vivo and in vitro. Endocrinology 108, 2142-2148.
2. Bosco C, Tihanyl J, Rivalta L, Parlato G, Tranquilli C, Pulvirenti G, Foti C, Viru M, Viru A. Hormonal responses in strenuous jumping effort. Jpn J Physiol. 1996 Feb;46(1):93-8. PMID: 8743723 [PubMed - indexed for MEDLINE]
3. Brandenberger G, Follenius M. Influence of timing and intensity of muscular exercise on temporal pattern of plasma cortisol levels. J Clin Endocrinol Metab. 1975 May;40(5):845-9. PMID: 1168656 [PubMed - indexed for MEDLINE]
4.Budde H, Voelcker-Rehage C, Pietrassyk-Kendziorra S, Machado S, Ribeiro P, Arafat AM. Steroid hormones in the saliva of adolescents after different exercise intensities and their influence on working memory in a school setting. Psychoneuroendocrinology. 2010 Apr;35(3):382-91. Epub 2009 Aug 27. PMID: 19716238 [PubMed - indexed for MEDLINE]
5. Cheryl Koopman, PhD, Sandra Sephton, PhD, Heather C. Abercrombie, PhD, Catherine Classen, PhD, Lisa D. Butler, PhD, Cheryl Gore-Felton, PhD Anne Borggrefe, MD, David Spiegel, MD. Dissociative Symptoms and Cortisol Responses to Recounting Traumatic Experiences Among Childhood Sexual Abuse Survivors with PTSD. Journal of Trauma & Dissociation, Vol. 4(4) 2003. DOI: 10.1300/J229v04n04_03.
6. Chicharro JL, Pérez M, Carvajal A, Bandrés F, Lucia A. The salivary amylase, lactate and electromyographic response to exercise. Jpn J Physiol. 1999 Dec;49(6):551-4. PMID: 10603442 PubMed - indexed for MEDLINE Cumming, D.C., Quigley, M.E. and Yen, S.C. (1983) Acute suppression of circulating testosterone levels by cortisol in men. Journal of Clinical Endocrinology and Metabolism 57, 671-673.
7. Diamond, G. R. Brisson, B. Candas and F. Péronnet. Trait anxiety, submaximal physical exercise and blood androgens. Eur J Appl Physiol Occup Physiol. 1989;58(7):699-704. PMID: 2525467 [PubMed - indexedfor MEDLINE]
8. Dimitriou L, Sharp NC, Doherty M. Circadian effects on the acute responses of salivary cortisol and IgA inwell trained swimmers. Br J Sports Med. 2002 Aug;36(4):260-4. PMID: 12145115 [PubMed - indexedfor MEDLINE]
9. Doan BK, Newton RU, Kraemer WJ, Kwon YH, Scheet TP. Salivary Cortisol, Testosterone, and T/C Ratio Responses during a 36-hole Golf Competition. Int J Sports Med. 2007 Jun;28(6):470-9. Epub 2006 Nov 16. PMID: 17111317 [PubMed - indexed for MEDLINE]
10. Duclos M, Corcuff JB, Arsac L, Moreau-Gaudry F, Rashedi M, Roger P, Tabarin A, Manier G. Corticotroph axis sensitivity after exercise in endurance-trained athletes. Clin Endocrinol (Oxf). 1998 Apr;48(4):493-501. PMID: 9640417 [PubMed - indexed for MEDLINE]
11. Filaire E., M. SAGNOL, C. FERRAND, F. MASO, AND G. LAC. Psychophysiological stress in judoathletes during competitions. J. Sports Med. Phys. Fit. 41:263 268. 2001. PMID: 11447372 [PubMed indexed for MEDLINE]
12. Filaire E, Filaire M, Le Scanff C. Salivary cortisol, heart rate and blood lactate during a qualifying trial and official race in motorcycling competition. J Sports Med Phys Fitness. 2007 Dec;47(4):413-7. PMID: 18091680 [PubMed - indexed for MEDLINE]
13.Galbo H, Richter EA, Hilsted J, Holst JJ, Christensen NJ, Henriksson J. Hormonal regulation duringrolonged exercise. Ann N Y Acad Sci. 1977;301:72-80. PMID: 337877 [PubMed - indexed for
MEDLINE]
14. Haneishi K, Fry AC, Moore CA, Schilling BK, Li Y, Fry MD. Cortisol and stress responses during a game and practice in female collegiate soccer players. J Strength Cond Res. 2007 May;21(2):583-8. PMID: 17530979 [PubMed - indexed for MEDLINE]
15.Hackney AC. The male reproductive system and endurance exercise. Med Sci Sports Exerc. 1996 Feb;28(2):180-9. PMID: 8775152 [PubMed - indexed for MEDLINE]
16.Jezova, M. vigas, P.Tatar, R.Kvet? ansky K. Nazar, H. kacilko and S. Kozlowski. Plasma testosterone and catecholamine responses to physical exercise of different intensities in men. Eur J Appl Physiol Occup Physiol. 1985;54(1):62-6.. PMID: 4018056 [PubMed - indexed for MEDLINE
17. Kim KJ, Chung JW, Park S, Shin JT. Psychophysiological Stress Response during Competition between Elite and Non-elite Korean Junior Golfers. Int J Sports Med. 2009 Jul;30(7):503-8. Epub 2009 Mar 19. PMID: 19301217 [PubMed - indexed for MEDLINE]
18. Kindermann W, Schnabel A, Schmitt WM, Biro G, Cassens J, Weber F. 1982 .Catecholamine, Growth Hormone, cortisol, Insulin and Sex Hormones in Anaerobic and Aerobic Exercise. Eur. J. Appl physiol. 49: 389 – 399.
19. Maud, P. J., & Foster, C. (1995). Physiological assessment of human fitness. Champaign, IL: Human Kinetics.
20. Nater UM, Rohleder N, Schlotz W, Ehlert U, Kirschbaum C. Determinants of the diurnal course of salivary alpha-amylase. Psychoneuroendocrinology. 2007 May;32(4):392-401. Epub 2007 Apr 5. PMID: 17418498 [PubMed - indexed for MEDLINE]
21- Rahman ZA, Abdullah N, Singh R, Sosroseno W. Effect of acute exercise on the levels of salivary cortisol, tumor necrosis factor and nitric oxide. J Oral Sci. 2010;52(1):133-6. PMID: 20339244 [PubMed - indexed for MEDLINE]
22- Rudolph DL, McAuley E. Cortisol and affective responses to exercise. J Sports Sci. 1998 Feb;16(2):121-8. PMID: 9531001 [PubMed - indexed for MEDLINE]
23. Sutton JR, 1977. Effect of acute hypoxia on the hormonal response to exercise. Journal of Applied Physiology, 42:587-592. PMID: 863820 [PubMed - indexed for MEDLINE]
24. Thomas NE, Leyshon A, Hughes MG, Davies B, Graham M, Baker JS. The effect of anaerobic exercise on salivary cortisol, testosterone and immunoglobulin (A) in boys aged 15-16 years. Eur J Appl Physiol. 2009 Nov;107(4):455-61. Epub 2009 Aug 11. PMID: 19669787 [PubMed - indexed for MEDLINE]
25. Tanaka H, Monahan KD, Seals DR. Age-Predicted Maximal Heart Rate Revisited. J Am Coll Cardiol. 2001 Jan;37(1):153-6. PMID: 11153730 [PubMed - indexed for MEDLINE]
26. Viru A, Seene T. Peculiarities of adaptation to systematic muscular activity in adrenalectomized rats. Endokrinologie. 1982 Oct;80(2):235-7. PMID: 6218985 [PubMed - indexed for MEDLINE]
27. Viru, A. 1992. Mechanism of general adaptation. Medical Hypothesis 38:296-300. Med Hypotheses. 1992 Aug;38(4):296-300.
28. Wilkerson JE, Horvath SM, Gutin B. Plasma testosterone during treadmill exercise. J Appl Physiol. 1980 Aug;49(2):249-53. PMID: 7400007 [PubMed - indexed for MEDLINE]
29.Zitzmann, M. and Nieschlag, E. (2001) Testosterone levels in healthy men in relation to behavioral and physical characteristics: facts and constructs. European Journal of Endocrinology 144, 183-197.
ارائه بصورت سخنرانی در چهاردهمین همایش علمی دانشجویی دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه گیلان - 1389